از خواب بر میخیزم
سراسیمه گی ام پر از آرامش است
آرامش حاصل از یافتن ،دریافتن
سراسیمگی حاصل از یافتن ، در یاففتن
مهتابی را در شب یافتم
بی اختیار عشق ورزیدنت را دریافتم
تو گویی این فقط "جان" نبود که با گفتنت برایم آغاز شد
"خواستن" اینگونه که تو میگویی ام
این گونه که مرا خواسته ای
اینگونه
چون تو بی محابا و با احتیاط
پر از من و بی من
چنین خواستنی هرگز پیش از این که تو گفته باشی وجود نداشت....
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
نوشتم و پاکش کردم ...
ReplyDeleteفقط اینو می گم سرورم ، من فاش می دونم که هنوز قطره ی کوچکی بیش از زیبایی وصف نا پذیرت رو ندیدم ...
مینا ، من عاشق زیبائیم ، در بهترین و خدشه ناپذیر و فساد ناپذیر ترین نوعش
و تو در اوج چنین زیبائی ای ، می درخشی....
من هنوز قراره عاشق بودن و خواستن رو تجربه کنم... و باور کن ، نمیدونی چقدر زیبائی تو من رو متعالی می کنه ، افتخار من رشد کردن و بلوغ پیدا کردن تو آغوش توئه... باز هم می گم ، مینا
تو هنوز ناااز نکردی که دل مصطفی رو وقتی از عشق می سوزه و کییییییییف می کنه ببینی... مصطفی عاشق اینه که عاشق تو باشه .
ببخشید ، 2 ، 3 روزی بود که از آپ شدن این بلاگ نا امید شده بودم ولی با این حال بازم امروز چک کردم ! و دیدم که اینجا آغوشی پر از محبت برام گذاشتی که هنوز کشفش نکردم ... و آغوشت رو به گرمی گرفتم و الان شاد و شیدا و مست و سرخوشم ...
خوشبختی من ، مینا ، زندگی من ، مینا ... کاش منم بشم خوشبختی تو
مینای من ...
ReplyDeleteدلتنگی امانم رو بریده
بیا اینجا و چیزی بنویس...
امشب آنقدر دلتنگم که تمامی سوراخ و سمبه های دنیا رو که دست من بهشون می رسه رو گشتم که نشانی از تو ببینم ...
و رسیدم اینجا
تو دو باره رفتی اصفهان
و من دو باره تنها ترینم
این بلاگ رو ماه هاست که برای بیشتر داشتنت و بیشتر فهمیدنت و بیشتر دوست داشتنت چک می کنم
بیا عسلم
با همین لحن بنویس
مینا
دلم تنگ شده
عسلم ...