تقدیم به....
به رسم تمام عاشقانه ها که تقدیم میشود به لیلی..
عاشقانه ام را تقدیم میکنم به جای خالی ،
جای خای تو
تقدیم به ...
به سوگ می نشینم خودم را که نبودم از نبودنت آغاز شد...
به سوگ می نشینم تو را که با نبودنم ..نابود شد
به سوگ مینشینم جالی خالی منی که لیلی مجنون بود..مجنون مجنون بود...لیلی بود...مجنون بود...
به سوگ می نشنم تو را ...
نه که آغازم ؛بودنت ...
نه!
چنانت یافتم که مداومت برای داشتن ،به تمامی ات داشتن
پاس داشتن ،
دوست داشتن،
خون ابقا کننده ذرات پرولع هستی ام بود برای رفتن...به لایتناهی رفتن...
نه که نبودنت کوچک شود در مفهوم بهانه ای برای ایستادن ...
نه
آنچه میگذرد گذر من است از نبودن هامان....
چرا توقف کنم؟
طبیعی است که آسیاب های بادی میپوسند...
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment